دیده بان استهبان

بررسی و اطلاع رسانی مسایل محیط زیست، منابع طبیعی و میراث فرهنگی شهرستان استهبان

دیده بان استهبان

بررسی و اطلاع رسانی مسایل محیط زیست، منابع طبیعی و میراث فرهنگی شهرستان استهبان

بحران آب، نابودی جنگل ها، خشکیدن تالاب ها، ریزگردها و ... معضلاتی هستند که تداوم حیات اجتماعی انسان ها و هم چنین گیاهان و جانداران را با مشکلاتی بزرگ مواجه کرده است. یکی از راه های کاهش سرعت این فجایع، اطلاع رسانی و آموزش جامعه و به ویژه جوامع محلی است.
در کنار بحران های محیط زیستی، متاسفانه در حال برخورد با "بحرانی تاریخی" در حوزه ی تمدنی ایران زمین نیز هستیم.
در این تارنما خواهم کوشید تا قدمی هر چند کوچک در برابر این ناملایمات بردارم!
محتاج دعای خیرتان هستم.

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تالاب های ایران» ثبت شده است

گلوی هر رود را سد زدیم،

دریاچه مُرد!


پای هر مزرعه چاه عمیق انداختیم،

تالاب مُرد!


در دل هر کوه جاده کشیدیم،

چشمه مُرد!


جنگ آب راه انداختیم

در شهر و دِه،

زمین رنگ خون گرفت!


ما همان فرزندانیم

که مادر می کُشیم!


مهدی آیینی


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۰۴
رسول حاجی باقری

ما خفتگان تاریخ لقب خواهیم گرفت!*

 

همواره یاد گرفته ایم که تا بیمار نشده ایم به درمان فکر نکنیم و احتمالاً اعتقادی هم به پیشگیری قبل از درمان نداریم. از سال ها پیش تاکنون کارشناسان در مورد خشکاندن بختگان و حفر چاه های بی رویه در حاشیه اش گفتند و نوشتند، اما گوشی نشنید و چشمی ندید! هم اکنون می بینیم که هشدارهای کارشناسان درست بود و متاسفانه بختگان خشک شد ولی باز هم دریغ از توجهی اندک! هنوز فکر می کنیم این خشکی و خشکسالی همانند خشکسالی های گذشته هست، اما نیست! تا زمانی که طبیعت را عامل خشکسالی بدانیم و تنها دست به دامان خدا شویم، کاری از پیش نخواهیم برد. خدا کمک و خیر و برکتش را در حرکت و تلاش ما قرار داده است. بد نیست بدانیم مایی که خود را خلیفئ الله می دانیم، تنها عامل نابودی بختگانیم و نه خشکسالی! هنوز برای جبران خساراتی که وارد نموده ایم در تردیدیم، هنوز با دیدن این آسیب هایی که بر پیکره طبیعت وارد نموده ایم، منتظر معجزه ای تازه از خداییم و باز تلاشی نمی کنیم!
به نظر می رسد که در موقعیت زمانی کنونی، بیشتر توجه مردم به سمت بهبود وضعیت معیشتی خود باشد تا دیگر مسائل و بی شک حق دارند. بیشتر افراد جامعه برای رسیدن به یک زندگی معمولی توام با امنیت اقتصادی در تلاشند. شاید از منظرگاه برخی، توجه به مسائلی همچون «محیط زیست» به مثابه یک ژست فانتزی قلمداد گردد و این از ناآگاهی سرچشمه می گیرد. اگر کمی آموزش های مدنی در زندگی ما گنجانده شده بود، ما کودکان دیروز، بزرگسالان بی توجه امروز نبودیم! به فردی که برای درآمد بیشتر حاضر است چندین هکتار جنگل و مرتع را نابود کند، یا به کسی که برای تفریح جان حیوانات دیگر را می گیرد، یا به آن مردمی که با حفر چاه های متعدد، تالابی را به خشکی می کشانند، یا به آن مسئولی که با هر دلیل و توجیهی حاضر است در مرگ تالابی نیمه جان شریک شود و... چه باید گفت؟!
تالاب های فارس یکی بعد از دیگری خشکانده شدند و کسی را هم غمی نیست! پریشان، مهارلو، کافتر، بختگان... بختگان را دریابید. چندی است که پیکر بی رمق بختگان میدانی برای بازی های سیاسی عده ای شده است. قرار است راهی چهار بانده را از پارک ملی بختگان بگذرانند که فقط منجر به نابودی بختگان و به تبع آن شهرهای اطراف خواهد شد. آقایان مسئول، شما در برابر خداوند، مردم و وجدانتان چه پاسخی دارید! یکی در تلاش برای ساخت جاده و دیگرانی در سکوت...!

 


    بختگان را قربانی جدال های سیاسی خود نکنید. محیط زیست کشور ما دیگر رمقی ندارد که بخواهد در برابر این گونه بازی ها مقاومت نماید. ساخت جاده ای که میلیاردها تومان از سرمایه ملی را خواهد بلعید، منطقی نیست. اگر اتصال کارخانه فولاد نی ریز به مرکز کشور را بهانه قرار داده اید، پس چندین جاده موجود چه فایده ای دارند؟! باید از شما پرسید که: جاده نی ریز - آباده - تشک برای چیست؟ جاده نی ریز - استهبان چه فایده ای دارد؟ (این جاده زمانی استانداردترین جاده کشور بود.) جاده نی ریز – خیر – شیراز را دیده اید؟ آیا ساخت این همه جاده ضرورت داشته است؟ آیا نمی توان یکی از راه های موجود را ارتقا داد؟
سرکار خانم ابتکار، آیا شما هم بختگان را فراموش کرده اید؟! جاده ای که از دل پناهگاه حیات وحش بختگان و پارک ملی بختگان می گذرد نابودگر است، چرا اقدامی نمی کنید؟ آیا فقط خشکی ارومیه یا زاینده رود تبعات در پی دارد؟ بختگان از مهم ترین دریاچه های جهان و نه تنها ایران به شمار می رود. با خشکاندنش زمینه برای دست اندازی بر پیکر بی جانش مهیا شده است. حیات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... چندین شهرستان حاشیه اش در خطر زوال است. با سکوت خود بختگان را قربانی جدال های سیاسی نکنید. تالاب بی زبان منتظرانه چشم به دهان شما دوخته است تا دستور توقف جاده سازی را صادر کنید. منتظرش نگذارید، بختگان دیگر رمقی ندارد!!!

*انتشار در روزنامه ایران28/8/1393

لینک: http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3062563

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ مهر ۹۴ ، ۱۸:۵۰
رسول حاجی باقری

بختگان در حال غرق شدن است!





این روزها باز هم "احیاء بختگان" به عنوان دومین دریاچه بزرگ کشور، مورد توجه قرار گرفته است و این رفتار فی نفسه بسیار امیدوارکننده است. بیش از ده سال پیش زمانی که نشانه های خشکیدن بختگان نمایان گشت، بسیاری از کارشناسان حوزه ی محیط زیست هشدارهایی مبنی بر آسیب های جدی به بختگان را اعلام کردند. اما متاسفانه گوش شنوایی برای شنیدن این هشدارها نبود! روز به روز دریاچه ی پری های دریایی خشک و خشک تر شد، هکتارها هکتار از این دریاچه دستخوش بیابان زایی گشت، برخی بیماری ها گسترش یافت، هزاران هکتار از زمین های زراعی و باغات اطراف دریاچه خشک شدند یا رو به خشکی اند، کانون های جمعیتی اطراف بختگان در معرض تهدید قرار دارند، هزاران ماهی، پرنده، خزنده، پستاندار و ... فدای این فاجعه شدند و ....



 



اما آیا حذف کشت برنج در شمال فارس تنها راهکار احیاء بختگان است؟ چرا حرفی از تعداد واقعی چاه های غیر مجاز و اراده برای پلمپ آن ها در میان نیست؟! چرا صحبتی از گسترش زمین های کشاورزی و باغات در حاشیه بختگان نیست؟! آیا اقدامی برای جلوگیری از جاده سازی مخرب در پارک ملی بختگان شده است؟!


می توان مرگ بختگان را با رسیدگی به موارد پیش گفته متوقف نمود. یک جو اراده و اطلاع رسانی لازم است. مسئولان گرامی، بختگان را هم ببینید، چه کم از ارومیه و هامون دارد؟

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۹:۰۷
رسول حاجی باقری